کلاسی که میان خبرها نفس می کشید
فتح اله کوشکی،عضو هیأت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان لرستان
صبح یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴، پیش از آغاز کلاس «سواد رسانهای و تفکر انتقادی»، صفحه تلفن همراهم زیر هجوم خبرهایی بود که از دل روزهای جنگ تحمیلی سوم جاری میشد؛ یک حادثه، چند روایت و قابهایی که هر کدام میتوانستند جهان را از زاویهای تازه بسازند. فضای مجازی آمیختهای از شایعه، تحلیل و اضطراب بود؛ همان حالوهوای روایتهای بزرگترها از روزهای دفاع مقدس ۸ ساله: زیستن میان روایتها، نه الزاماً در جوهر حقیقت.
کلاس آن روز در بستر سامانه مجازی برگزار میشد و دانشجومعلمان ترم آخر آموزش ابتدایی که تنها چند ماه تا ورودشان به حرفه معلمی فاصله دارند، بهتدریج به جلسه پیوستند. آنان بهزودی در کلاسهای دبستان با کودکانی روبهرو خواهند شد که نخستین تصویرهایشان از جهان در همین سالهای آغازین مدرسه شکل میگیرد.
محور بحث جلسه گزارهای بنیادین در مطالعات رسانه بود:
«رسانهها فقط واقعیت را بازنمایی نمیکنند؛ آنها واقعیت را میسازند.»
برای آغاز گفتگو، دو خبر از یک رویداد واحد را که همان روز در شبکههای اجتماعی منتشر شده بود به نمایش گذاشتم؛ یکی با روایتی هیجانی و دیگری با بیانی تحلیلیتر. از دانشجومعلمان خواستم واکنش احساسی خود را بنویسند. پاسخها از نگرانی تا تردید در بخش یادداشتها ظاهر شد.
سپس پرسیدم: اگر فردا در کلاس ابتدایی کودکی بپرسد چرا یک حادثه روایتهای متفاوت دارد، چه پاسخی خواهید داد؟
لحظهای سکوت افتاد؛ سکوتی از جنس مسئولیت. یکی نوشت دیشب خواهرزادهاش دقیقاً همین پرسش را مطرح کرده است. همانجا درس به نقطه روشنش رسید: فهم اینکه رسانه با انتخاب قاب، واژه و زاویه، نهفقط خبر، بلکه معنا میسازد.
در پایان کلاس برای معلمان آینده توضیح دادم اگر رسانهها تنها آینه واقعیت بودند، وظیفه مخاطب صرفاً دریافت بود؛ اما وقتی در ساخت معنا نقش دارند، مخاطب باید تحلیلگر و پرسشگر باشد. برای معلم ابتدایی این موضوع اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کودک در حال ساختن تصویر خود از جهان است.
از همین رو، آموزش سواد رسانهای برای معلم تنها دانشی نظری نیست، بلکه بخشی از مسئولیت تربیتی اوست؛ تلاشی برای تبدیل کلاس درس به فضایی برای پرسش، مقایسه روایتها و نزدیک شدن آگاهانه به واقعیت.

نظر شما :